دعوی ورود ثالث قسمت ششم – تاثیر متقابل دعوی ورود ثالث و دعوی اصلی – قاسم نجفی بابادی

 

قبل از شروع بحث توصیه می گردد جهت درک بهتر ابتداً قسمت پنجم دعوی ورود ثالث با عنوان “ترتیب رسیدگی به دعوی وارد ثالث” را مطالعه نمایید.

 

 

گفتار پنجم – تاثیر متقابل دعوی ورود ثالث و دعوی اصلی

یکی از آثار دعاوی طاری، انحراف دادگاه رسیدگی کننده، از قواعد مربوط به صلاحیت محلی است لیکن این موضوع در مورد دعوی ورود ثالث مصداق ندارد زیرا با توجه به اینکه طرفین دعوی اصلی توامه خوانده دعوی ورود ثالث قرار می گیرند از طرف دیگر در صورت تعدد خوانندگان، خواهان می تواند در اجرای ماده ۱۶ قانون آئین دادرسی مدنی جدید، به هریک از دادگاه های محل اقامت آنها مراجعه نماید. بنابراین می توان گفت که در این دعوی، انحراف از صلاحیت محلی صورت نمی پذیرد اما از جهات دیگر، دعوی اصلی ودعوی ورود ثالث به شرح زیر بر هم اثر می گذارند.

۱- طبق فراز دوم ماده ۱۳۶ ق.آ.داد.م .ج، “ترتیبات دادرسی در مورد ورود شخص ثالث در هر مرحله چه نخستین یا تجدید نظر برابر مقررات عمومی راجع به آن مرحله است. بنابراین به اعتبار اینکه شخص ثالث در کدامیک از مراحل بدوی و تجدید نظر، وارد دعوی شده باشد حسب مورد تشریفات رسیدگی به آن متفاوت خواهد بود. یعنی چنانچه در مرحله بدوی، وارد دعوی شود، دادگاه رسیدگی کننده به دعوی اصلی، با تعیین وقت رسیدگی توام، از اصحاب دعوی اصلی و خواهان دعوی ورود ثالث دعوت بعمل خواهد آورد، لیکن چنانچه شخص ثالث در مرحله تجدید نظر وارد دعوی شده باشد، به موجب ماده ۱۳۶ ناظر به ماده ۳۶۹ق.آ.داد.م.ج دادخواست دعوی ورود ثالث را برای طرفین دعوی اصلی ارسال خواهد داشت تا ظرف ۱۰ روز به آن پاسخ دهند. بدیهی است چنانچه وارد ثالث دادخواست خود را برای ورود بدعوی در مرحله تجدید نظرخواهی، به دفتر دادگاه بدوی صادرکننده حکم، تسلیم کرده باشد، دفتر دادگاه همان تکلیفی را که طبق ماده ۳۳۹ ق.آ.داد.م.ج در مورد تبادل لوایح مربوط به دعوی اصلی دارد، نسبت به دعوی وارد ثالث هم خواهد داشت زیرا تشریفات مربوط به تبادل لوایح مرحله تجدید نظر خواهی طبق مواد ۳۳۹ قانون موصوف به عهده دادگاه بدوی گذاشته شده است. اما چنانچه شخص ثالث بعد از تبادل لوایح و ارسال پرونده به دادگاه تجدیدنظر، بخواهد وارد دعوی شود، انجام تبادل لوایح مربوط به آن بعهده دفتر دادگاه تجدید نظر خواهد بود.

۲- خواسته در دعوی ورود ثالث تبعی، بطور کامل از خواسته دعوی اصلی تبعیت می کند. بنابراین چنانچه دعوی اصلی از جهت نصاب خواسته، قابل تجدید نظر باشد، دعوی ورود ثالث نیز قابل تجدید نظر خواهد بود، اما این تبعیت در ارتباط بین دعوی اصلی ودعوى ورود ثالث اصلی وجود ندارد. بنابراین خواسته هریک از دو دعوی ممکن است از نظر تقویم، ارزش متفاوتی داشته باشد. در این صورت قابل تجدیدنظر بودن یکی از دو دعوی، قابل تسری به دیگری نخواهد بود و برعکس.

مثال. شخص “الف” بخواسته خلع ید علیه شخص “ب” به استناد سند مالکیت که پیوست دادخواست می نماید، اقدام به طرح دعوی می کند و خواسته خود به یکصد میلیون ریال تقویم می نماید. شخص “پ” به عنوان وارد ثالث، دعوائی بخواسته ابطال سند مالکیت خواهان اصلی به ارزش سه میلیون ریال اقامه می کند. دادگاه بدوی رسیدگی کننده به هردو دعوی، دعوی اصلی را می پذیرد و حکم به خلع ید خوانده آن صادر می نماید ولی دعوی وارد ثالث را غیر وارد تشخیص میدهد. در این مثال علیرغم قابل تجدیدنظر بودن حکم صادره نسبت به خوانده دعوی اصلی حکم دادگاه بدوی نسبت به دعوی وارد ثالث قطعی و غیرقابل تجدید نظر است. لیکن خواهان وارد ثالث می تواند با استفاده از حق مندرج در قسمت اول ماده ۱۳۶ق.آ.داد.م در مرحله تجدیدنظر دعوی اصلی، مجددا اقدام به طرح دعوی ورود ثالث نماید.

۳- چنانچه شخص ثالث، در مرحله تجدیدنظرخواهی دعوی اصلی، وارد دعوی شده باشد حکم صادره در این مرحله نسبت به دعوی وی نیز به تبعیت از حکم مرحله تجدید نظرخواهی دعوی اصلی، قطعی خواهد بود.

– طبق فراز اول ماده ۱۳۶ ق.آ.داد.م.ج رد یا ابطال دادخواست یارد دعوی شخص ثالث مانع از ورود او در مرحله تجدیدنظر نخواهد بود، بنابراین چنانچه به هر دلیل دادخواست وارد ثالث رد یا ابطال گردد و یا وی شخصا دعوی خود را در مرحله بدوی مسترد نماید، میتواند در مرحله تجدیدنظر مجددا همان دعوی را اقامه کند. بدیهی است اعمال این حق مستلزم آنست که حکم صادره در مرحله بدوی در دعوی اصلی قابل تجدید نظر باشد وگرنه وارد ثالث فرصت مجددی برای طرح دعوی خود پیدا نخواهد کرد.

۵- استرداد دعوی اصلی توسط خواهان، به دعوی ورود ثالثی که بصورت غیر تبعی اقامه شده است، تاثیر نمی گذارد و برعکس. لیکن استرداد دعوی اصلی، موجب منتفی شدن دعوی ورود ثالث تبعی می گردد.

۶- در دعوی ورود ثالث اصلی، خواهان می تواند از حقوق مربوط به تامین خواسته موضوع ماده ۱۰۸ ق.آ.داد.م.ج برخوردار باشد و متقابلا اصحاب دعوی اصلی که خواندگان دعوی ورود ثالث می باشند حق استفاده از تامین موضوع ۱۰۹ همان قانون را خواهند داشت.

۷- وارد ثالث تبعی، جز پرداخت هزینه دادرسی دعوی مربوط به خود، حتی در صورت محکومیت شخصی که او برای تقویت موضوع دفاعی وی وارد دعوی شده است، به پرداخت خسارت دادرسی محکوم نخواهد شد و چنانچه طرف اصلی مورد حمایت او نیز در دعوی برنده شود، طرف مقابل نسبت به جبران هزینه های دادرسی وارد ثالث تبعی مسئولیتی نخواهد داشت، لیکن وارد ثالث اصلی طبق قواعد کلی مربوط به مطالبه خسارات دادرسی، مشمول مقررات مندرج در ماده ۵۱۹ ق.آ.داد.م.ج به بعد خواهد بود.

 

 

 

برگرفته از کتاب مباحث دشوار آیین دادرسی مدنی تالیف استاد بزرگ دکتر نصراله قهرمانی

 

 

 

 

 

 

این مقاله بر گرفته از کتب و سایت های مختلف حقوقی می باشد.

 

کلینیک حقوقی استیناف گر با سال ها تجربه در خصوص مسائل مختلف حقوقی آماده ارائه هرگونه مشاوره رایگان به شما هم میهنان عزیز می باشد.

 

 

راه های ارتباطی ما برای انجام مشاوره رایگان:

وب سایت:   http://estinafgar.ir/

تلگرام:   https://t.me/estinafgar

اینستاگرام :  http://www.thepictaram.club/instagram/estinafgar

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *