چگونگی اعاده دادرسی در دیوان عدالت اداری – قاسم نجفی بابادی

 

اعاده دادرسی نهادی است که استثناء بر اصل اعتبار امر مختوم می باشد و طریقی برای شکایت از احکام است؛ اما ضوابط دقیقی برای اعاده دادرسی در نظر گرفته شده تا فقط در صورت ضرورت و نبودن طریق دیگری برای شکایت از آن استفاده شود. در قانون دیوان عدالت اداری نیز نهاد اعاده دادرسی که از نهادهای آیین دادرسی است، به صورت محدود پذیرفته شده است. در صورتی که یکی از طرفین دعوا بعد از صدور رأی مدارک جدیدی تحصیل نماید که مؤثر در رأی باشد می‌تواند با ارائه مدارک جدید از شعبه صادرکننده رأی تقاضای اعاده دادرسی نماید.

یکی از شیوه های فوق العاده اعتراض به احکام قطعی، در دیوان عدالت اداری، اعتراض از طریق اعاده دادرسی است. ماده ۹۸ تا ۱۰۶ قانون تشکیلات و آن دادرسی دیوان عدالت اداری در خصوص اعاده دادرسی می باشد.

مطابق ماده ۹۸ قانون تشکیلات و آن دادرسی دیوان عدالت اداری، موارد و جهات اعاده دادرسی به شرح زیر می باشد: ۱-حکم خارج از موضوع شکایت صادر شده باشد؛ مثًلا شاکی تقاضای پرداخت اضافه کاری نموده باشد اما حکم به پرداخت عیدی و پاداش باشد ۲ -حکم به میزان بیشتر از خواسته صادر شده باشد؛ مث ًلا شاکی تقاضای اعمال حق بیمه دوسال را نموده باشد اما حکم به سه سال صادر شده باشد. ۳ -وجود تضاد در مفاد حکم صادره؛ مثلا شعبه دیوان عدالت، دلایل شاکی را کافی نداند اما حکم به نفع او صادر کند! ۴ -حکم صادر شده با حکم دیگری در خصوص همان دعوا و اصحاب آن که قبلا توسط همان شعبه یا شعبه دیگر صادر شده متعارض باشد بدون آن که سبب قانونی موجب این تعارض باشد. ۵ -جعلیت یا عدم اعتبار اسناد مستند حکم به موجب حکم قطعی مراجع صالح؛ نکته: اگر جعلی بودن سند قبل از صدور حکم ثابت شده باشد شعبه رسیدگی کننده نباید به اسناد مجعول استناد کند در غیر این صورت، اگر اشتباها، به سند مذکور استناد کرده و رای صادر کند موضوع از موارد اعاده دادرسی نمی باشد بلکه حسب مورد، از موارد اعمال ماده ۷۴ و ۷۵ یا ۷۹ خواهد بود. ۶ -تحصیل دلایل پس از صدور حکم به نحوی که آن دلایل و مدارک در جریان رسیدگی در اختیار وی نبوده باشد.

نکته: در دادخواست اعاده دادرسی باید حتما جهت (دلیل) اعاده دادرسی نوشته شود (یکی از موارد مذکور در ماده ۹۸)

 

شرایط اعاده دادرسی

تقاضای اعاده دادرسی مستلزم رعایت شرایطی است که قانون‌گذار در نظر گرفته است که عبارتند از:

۱. تقدیم دادخواست: مطابق ماده ۱۰۰ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری، «دادخواست اعاده دادرسی با رعایت مواد مربوط به دادخواست، مندرج در این قانون با ذکر جهتی که موجب اعاده دادرسی شده است به شعبه صادرکننده رأی تقدیم می‌شود.»

۲. پرداخت هزینه دادرسی: براساس ماده ۱۰۱ قانون فوق، «هزینه دادخواست اعاده دادرسی برابر هزینه تقدیم دادخواست به شعب تجدیدنظر دیوان است.»

۳. ارائه مدارک و مستندات لازم: طرح درخواست اعاده دادرسی بدون مدرک پذیرفته نیست و متقاضی باید ادله اثباتی خود را ارائه نماید.

۴. رعایت فرجه قانونی در طرح تقاضا: تقدیم دادخواست اعاده دادرسی باید در فرجه قانونی صورت گیرد و قانون‌گذار در ماده ۹۹ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مهلت بیست روز را در این خصوص در نظر گرفته است.

 

 

مرجع صالح رسیدگی به اعاده دادرسی

مطابق ماده ۱۰۲ قانون تشکیلات و آن دادرسی دیوان عدالت اداری مرجع صالح برای رسیدگی به اعاده دادرسی، شعبه صادر کننده حکم قطعی می باشد. اگر حکم مورد اعتراض از شعب بدوی صادر و قطعی شده باشد در این صورت، همان شعبه بدوی به درخواست اعاده دادرسی رسیدگی خواهد کرد. اما اگر رأی از شعبه تجدیدنظر صادر شده باشد، در این صورت، شعبه تجدید نظر به درخواست اعاده دادرسی رسیدگی خواهد نمود؛ همچنین اگر شعبه تجدیدنظر رای صادر شده از شعبه بدوی را عینا تاد کرده باشد، در این صورت نیز شعبه تجدید نظر به درخواست اعاده دادرسی رسیدگی خواهد کرد. یک نکته دیگر: اعاده دادرسی صرفًا در خصوص «حکم» می باشد. بنابراین، اگر رای صادره از نوع «قرار» بوده باشد قابلیت پذیرش اعاده دادرسی را ندارد. تفاوت حکم و قرار: اگر رای بدون ورود در ماهیت صادر شده باشد اصطلاحا، قرار نام دارد. اما اگر رای با ورود در ماهیت صادر شده باشد اصطلاحا حکم گفته می شود. در اغلب موارد، در دادنامه صادره، حکم یا قرار بودن رای صادره مشخص و بیان می گردد. لیکن اگر مشخص نشده باشد باید برمبنای آنچه در خصوص حکم و قرار گفته شد، آن را مشخص نمود. اگر متقاضی اعاده دادرسی توقف اجرای حکم مورد اعاده دادرسی را نیز درخواست نموده باشد، شعبه رسیدگی کننده، ضمن صدور قرار قبولی اعاده دادرسی، در خصوص موضوع درخواست توقف اجرای حکم نیز اتخاذ تصمیم خواهد کرد. البته بدیهی است چنانچه اعاده دادرسی مورد پذیرش قرار نگیرد، تقاضای توقف اجرای حکم نیز موضوعیت نخواهد داشت در صورتی که رای صادر شده در پرونده اعاده دادرسی، از شعب بدوی صادر شده باشد مطابق ماده ۶۵ قانون تشکیلات و آن دادرسی دیوان عدالت اداری، ظرف ۲۰ روز ازتاریخ ابلاغ، قابل اعتراض خواهد بود اما اگر مرجع رسیدگی به اعاده دادرسی شعبه تجدیدنظر باشد، حکم صادره قابل تجدیدنظرخواهی نخواهد بود مگر از طریق اعمال ماده ۷۴ و ۷۵ قانون تشکیلات و آن دادرسی دیوان عدالت اداری و اعلام اشتباه از جانب قضات صادر کننده رای و نیز از طریق اعمال ماده ۷۹ از جانب رئیس دیوان، و یا رئیس قوه قضاه به دلیل اعلام خلاف بین قانون یا شرع بودن رای صادره

 

اعاده دادرسی در خصوص قرارهای صادره

درخصوص آرایی که از سوی شعب دیوان صادر میشوند و عنوان ”قرار“ بر آنها صادق است؛ مانند قرار امتناع از رسیدگی، قرار عدم صلاحیت، قرار رد دادخواست، قرار ابطال دادخواست، قرار رد شکایت، قرار اسقاط شکایت، قرار دستور موقت و نیز آرایی که عنوان ”حکم“ دارند و از دایره شمول قرارها خارج هستند، امکان اعاده دادرسی وجود دارد؛ زیرا طبق ماده ۲۹۹ قانون آیین دادرسی مدنی اگر رأی راجع به ماهیت دعوا بوده و قاطع آن به طور جزئی یا کلی باشد ”حکم“ و در غیر این صورت ”قرار“ نامیده میشود و چون قانونگذار در ماده ۱۷ قانون دیوان عدالت اداری از کلمه ”رأی“ ۴ مرتبه استفاده نموده، بنابراین تمامی آرا اعم از حکم و قرار میتوانند مورد تقاضای اعاده قرار گیرند.

 

اعاده دادرسی به علت جعلی بودن اسناد

اثبات جعلی بودن یا عدم اعتبار اسنادی که در رأی مستند قرار گرفته است، چنانچه اسناد شعبه دیوان براساس مدارکی صادر شده باد که متعاقباً فقدان اعتبار یا جعلیت آن اسناد ثابت شود امکان اعاده دادرسی بر همین اساس فراهم می‌شود لیکن اثبات عدم اعتبار مدارک مذکور باید متکی بر رأی قطعی محکمه‌ای باشد که صلاحیت رسیدگی به موضوع را داشته باشد.

نکته ۱: کیفرخواست دادسرای مربوطه مبنی بر احراز جعلیت مدارک و یا سند مورد نظر نمی‌تواند مبنای درخواست اعاده دادرسی قرار گیرد چرا که ب. بند «ث» ماده ۹۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری، اثبات این امر را به موجب حکم دادگاه صالحه مبنا قرار داده است.

نکته ۲: آرای غیرقطعی محاکم نیز نمی‌تواند مبنای اعاده دادرسی قرار گیرد، چون که مطابق ماده ۱ قانون اجرای احکام مدنی، احکام غیرقطعی منشأ اثر تلقی نمی‌شوند بنابراین رأی ثابت کننده جعلیت یا عدم اعتبار مدارک مورد نظر باید قطعی باشد تا قابلیت استناد در مرحله تقدیم دادخواست اعاده دادرسی را داشته باشد.

نکته ۳: تفاوتی ندارد که در طرح شکایت یا اقامه دعوی اثبات جعلیت یا سلب اعتبار مدرک مورد نظر، در مراجع قضایی مربوطه توسط متقاضی اعاده دادرسی و یا از سوی سایرین صورت پذیرفته باشد بلکه مهم اثبات موضوع جعلیت یا عدم اعتبار مدارک و اسناد مورد نظر است تا موجبات طرح درخواست اعاده دادرسی به کیفیت فوق‌الذکر فراهم شود.

نکته ۴: از زمان تحصیل رأیی که ثابت کننده جعلیت یا عدم اعتبار مدارک مودر استناد در رأی شعبه دیوان هستند، بیست روز فرجه برای طرح دادخواست اعاده دادرسی وجود خواهد داشت حتی اگر مدت‌های مدید از صدور و ابلاغ رأی قطعی شعبه دیوان گذشته باشد صرفاً‌زمان تحصیل رأی ملاک است.

نکته ۵- ذکر جهت اعاده دادرسی در دادخواست مطروحه: متقاضی اعاده دادرسی اساساً بدون جهت یا جهات قانونی نمی‌تواند دادخواست اعاده دادرسی تقدیم نماید و طرح دعوی اعاده دادرسی بدون جهت قانون مسموع نبوده و مردود تلقی می‌گردد و جهت قانونی الزاماً یکی از جهات شش‌گانه مندرج در ماده ۹۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری است.

 

اشخاصی که حق درخواست اعاده دادرسی دارند

در اعاده دادرسی غیر از طرفین دعوا شخص دیگری به هیچ عنوان نمی تواند داخل در دعوا شود.

 

ورود ثالث، جلب ثالث و اعتراض ثالث در اعاده دادرسی

اعاده دادرسی در انحصار یکی از طرفین دعواست و همچون مراحل دیگر دعوا نیست که امکان ورود ثالث، جلب ثالث و اعتراض ثالث در آن باقی باشد. بنابراین اگر یکی از طرفین دعوا در جریان اعاده دادرسی فرضاً بخواهد ثالثی را جلب کند، به تقاضای او توجه نمی شود و به همین ترتیب اگر ثالثی ورود خود را به دعوا لازم بداند، نمیتواند به هنگام رسیدگی اعاده دادرسی این دادخواست را مطرح نماید

 

 

 

این مقاله بر گرفته از کتب و سایت های مختلف حقوقی می باشد.

 

کلینیک حقوقی استیناف گر با سال ها تجربه در خصوص مسائل مختلف حقوقی آماده ارائه هرگونه مشاوره رایگان به شما هم میهنان عزیز می باشد.

 

 

راه های ارتباطی ما برای انجام مشاوره رایگان:

وب سایت:   http://estinafgar.ir/

تلگرام:   https://t.me/estinafgar

اینستاگرام :  http://www.thepictaram.club/instagram/estinafgar

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *