چگونگی دعوی تنفیذ قرارداد – تنفیذ قرارداد – قاسم نجفی بابادی

 

تنفیذ قرارداد

تنفیذ قرارداد موضوعی کلی است که درباره هر یک از انواع قرارداد که به صورت عادی بین هردوطرف تنظیم می‌شود مصداق دارد و لذا برای هر یک از عقدهای گوناگونی که در قالب قراردادهای عادی با موضوع قول‌نامه رهن، صلح، هبه، مضاربه، جعاله و غیره عقد می‌شوند این توانایی را دارد دعوای مستقل مربوط به آن موضوع را طرح کرده؛ برای مثال، دعوای تنفیذ قولنامه یا دعوای تنفیذ قرارداد یا مثال های دیگر آن ها که این توانایی را دارد مصداق های مختلفی داشته باشد و چون تنفیذ قرارداد به معنای اعتار دادن به مفاد و محتوای قرارداد بین افراد و به دیگر سخن، به اعلام وقوع معامله گفته می‌شود که در قالب قراردادهای عادی موضوعیت دارد و اصولا یک طرف قرارداد برای استفاده از آثار حقوقی اعتبار قرارداد، متوسل به طرح دعوا به طرفیت طرف دیگر می‌گردد تا از این روش به سند عادی خود اعتبار سندهای رسمی ببخشد.

این دعوا با عنوان های دیگری مثل «اعلام صحت معامله» یا «تأیید معامله» نیز قابلیت مطرح کردن در محاکم قضائی را دارد و بطور عمومی تحت عنوان یکی از عنوان های بالا طرح می‌ شود  که البته رکن های دعوا و خواسته‌ ی طرح شده در همه آن‌ها یکسان است و در اساس بررسی تئوریک و نتایج حاصله از آن‌ها هیج تفاوتی وجود ندارد.

درباره دعوای ذکر شده اختلاف ‌نظرات اساسی در جامعه حقوقی حکم فرماست به طوری که رسیدگی به این دعوا در محکمه قضائی بیشتر به بخت و اقبال خواهان بستگی دارد و امکان دارد طرح دعوای ذکر شده از نظر بعضی محکمه ها مردود و بعضی محکمه دیگر قبول گردد و چون طرح دعوای تنفیذ قرارداد در محکمه های دادگستری بیش از آنکه تابع اتفاق‌نظر قاضی ها باشد تابع قرائت‌ها و تفسیر‌های شخصی قاضی ها بوده و اصولا سلیقه های قاضی های دادگاه‌ها نقش اصلی در پذیرفتن یا عدم پذیرفتن دعوای ذکر شده دارد و البته پیداست که وابستگی یک دعوا به سلیقه و استنباط شخصی قاضی ها هدفی جز ایجاد بدگمانی مردم دیگر و تقویت موضه های تهمت نسبت به قاضی ها و دستگاه قضائی نخواهد داشت. چه این‌که عموم مردم بر اساس منطق اجتماعی، تشتت آراء را برنتابیده و آن را محصول جانبداری قاضی ها می‌پندارند.

با توجه به این نوشته سعی بر این شده است برای اطلاع و آشنایی بیشتر از رویه قضائی جاری در کشور در خصوص تنفیذ قراردادها، مثالی از آراء و نظرات در ارتباط با تنفیذ قرارداد جمع‌آوری و ارائه شود.

 

هدف از طرح دعوای تنفیذ قرارداد

اشخاصی که قصد طرح دعوای تنفیذ قرارداد را دارند بیشتر به دلیل رسیدن به یکی از هدف هایی که در پایین ذکر می کنیم  به محکمه های دادگستری مراجعه می‌ کنند:

  • تأیید گرفتن از دادگاه نسبت به صحت و اصیل بودن قرارداد انعقاد داشته باشد.
  • اعتبار دادن به سند عادی جهت استفاده از اثرات حقوقی آن.

 

ضروری بودن اخذ حکم قرارداد به جهت صریح بودن قانون‌‌گذار در موردهای مشخص قانونی (موارد اجباری طرح دعوای تنفیذ قرارداد) که به شرح زیر است:

ماده ۷۱ قانون مالیات‌های مستقیم مصوب سال ۱۳۶۶ اصلاحی ۲۷/۱۱/۱۳۸۰

تبصره مادۀ ۷ قانون زمین شهری مصوب سال ۱۳۶۶

 

 

آیا تنفیذ قرارداد مالی است یا غیرمالی؟

گرچه تعریف قانونی درباره ملاک تشخیص دعاوی مالی و غیرمالی وجود ندارد ولی از راه تنقیح مناط قطعی نمونه‌های مذکور در بند (۲) ماده ۱۶ قانون آیین دادرسی مدنی الحاقی مصوب ۱۳۳۴ که تقویم خواسته را در حقوق غیرمالی مثل تولیت، نسب و وصایت امکان‌پذیر ساخته است معلوم می‌شود که هر دعوایی که هدف مدعی آن اولاً: و بالذات مطالبه مال باشد آن دعوا مالی است در غیر این صورت دعوا، غیرمالی محسوب می‌شود. اختلاف‌نظر قدیمی محاکم به این نکته برمی‌گردد که آیا در دعوای مالی باید خواسته فقط مال باشد یا اعم است از مال و امور مالی؟ حکم اصراری شماره ۳۵۴۷-۳۰/۱۱/۱۳۴۱ هیئت عمومی دیوان‌عالی کشور که تعهد به حضور در دفتر اسناد رسمی و تبدیل سند عادی بیع به سند رسمی را دعوای مالی توصیف نموده، مؤید این نظر است که دعاوی راجع به تنفیذ سند، استرداد چک و سایر اوراق بهادار و همچنین تنظیم وصیت‌نامه و هبه‌نامه، از دعاوی مالی است.برخی معتقدند: از بند (۶) ماده ۱۳ قانون آیین دادرسی مدنی سابق و بند (۲) همان ماده استفاده می‌شود که دعاوی راجع به اشیایی که بهای معین نداشته ولی دارای نوعی از اتبار و متعلق اغراض و مقاصد مدعی است، از دعاوی غیرمالی محسوب می‌شود. اثر دعاوی تنظیم سند، رسمیت دادن به مالکیت مدعی است نه تثبیت آن. چک و اوراق بهادار فی‌نفسه بهای معین ندارند؛ بنابراین، دعوای راجع به آن‌ها غیرمالی است.اگر خواسته مطالبه مال یا هدف اصلی از طرح دعوا، رسیدن به مالی باشد، دعوای مالی والا غیرمالی است. نمونه بارز دعوای غیرمالی نصب قیم و اصلاح شناسنامه است؛ بنابراین، هرگاه خواسته خواهان، مطالبه وجه مال معینی باشد و یا از طرح دعوا، مالی نصیب خواهان شود، دعوای مالی است. ولی در دعوای غیرمالی، مال یا وجهی مورد مطالبه نبوده و خواسته به هر صورت قابل تقویم به پول نیست. به این ترتیب، تنفیذ وصیت‌نامه و هبه‌نامه و الزام به تنظیم سند رسمی، مالی است

 

ارکان دعوای تنفیذ قرارداد

قراردادی بین طرفین وجود داشته باشد: مهمترین رکن دعوای تنفیذ قرارداد این است که قراردادی بین طرفین موجود باشد که به عنوان مهمترین شرط دعوای تنفیذ قرارداد محسوب می شود. قرارداد مذکور می تواند شفاهی باشد و ممکن است کتبی باشد و درصورت کتبی بودن طبق ماده ۱۲۸۶ قانون مدنی رسمی یا عادی باشد. بنابراین دعوای تنفیذ درمورد قرارداد رسمی موضوعیتی ندارد و سالبه به انتفاء موضوع است. بنابراین درمورد سندها و عقود رسمی دعوای تنفیذ موضوعیت و مفهوم ندارد.

احراز این که قرارداد بین طرفین منحل نشده باشد: رکن دوم بعد از وجود قرارداد این است که قرارداد هنوز بقا داشته باشد و منحل نشده باشد.بنابراین شرط مهم دیگری که معمولاً در مراجع قضایی در رسیدگی به دعوای تنفیذ مورد توجه و تأکید قرار می گیرد  احراز این امر است که انحلال قرارداد فی‌مابین طرفین رخ نداده است زیرا با احراز هریک از موارد انحلال قرارداد، موجبی برای رسیدگی به دعوای تنفیذ قرارداد وجود نخواهد داشت؛ چرا که در دعوای تنفیذ قرارداد، موضوع رسیدگی مبتنی بر وجود قرارداد بوده و بدون قرارداد (اعم از کتبی یا شفاهی) موضوعی برای رسیدگی وجود نخواهد داشت. موجبات انحلال قرارداد عبارتند از: فسخ- تفاسخ- انفساخ.

شرایط صحت معامله موجود باشد: قرارداد چه کتبی باشد و چه شفاهی باید شرایطی جهت صحت آن وجود داشته باشد.برای تنفیذ باید شرایط صحت وجود داشته باشد و مرجع قضایی وجود شرایط صحت را احراز خواهد نمود. شرایط صحت معامله طبق ماده۱۹۰ قانون مدنی عبارتند از: اراده- اهلیت- موضوع معین- جهت مشروع.

 

 

 

این مقاله بر گرفته از کتب و سایت های مختلف حقوقی می باشد.

 

کلینیک حقوقی استیناف گر با سال ها تجربه در خصوص مسائل مختلف حقوقی آماده ارائه هرگونه مشاوره رایگان به شما هم میهنان عزیز می باشد.

 

 

راه های ارتباطی ما برای انجام مشاوره رایگان:

وب سایت:   http://estinafgar.ir/

تلگرام:   https://t.me/estinafgar

اینستاگرام :  http://www.thepictaram.club/instagram/estinafgar

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *